پیش به سوی 16 آذر
اعتصاب 24 ساعته اتحاديه هاي کارگري بلژيک که از عصر ديروز آغاز شد بيشترين آسيب را به شبکه حمل و نقل وارد کرده است به طوريکه شرکت بزرگ حمل و نقل ریلی "يورو استار" تمام سفرهاي رفت و برگشت خود را از انگلستان لغو کرده است.
حرکت قطارها از بلژيک به ديگر کشورهاي همسايه از جمله فرانسه و هلند هم متوقف شده است.
خدمات پستي نيز در بلژيک به دليل اين اعتصاب به حال تعليق درآمده است.
از ساعات اوليه بامداد امروز خيابانهاي بروکسل که نهادهاي بزرگ اروپايي از جمله کميسيون، شورا و پارلمان اروپا را در خود جاي داده است، شاهد اختلال در رفت و آمد خودروها و ترافيک سنگين بود که همچنان ادامه دارد.
کارکنان بخش هاي مختلف اقتصادي در بلژيک به ويژه شبکه حمل و نقل به افزايش هزينه هاي زندگي از يک سو و ناکامي دولت براي افزايش سطح دستمزدها اعتراض دارند.
تجمه کارگران لاستیک سازی البرز
در تجمع روز یکشنبه کارگران لاستیک سازی البرز برای عدم پرداخت حقوق، کارگران ساختمان وزارت کار را محاصره کرده بودند و بسیاری از کارگران دیگر بخشها نیز در حمایت از این کارگران در این اعتراض شرکت داشتند. این تجمع در مقابل وزارت كار رژیم واقع در خیابان آزادی روبروی جیحون برگزار شد. كارگران معترض پلاکاردهای بسیار بزرگی را در مقابل محل تجمع نصب كرده بودند كه بر روی آنها از جمله نوشته شده بود: عدم دریافت 6 ماه حقوق به دلیل سوءمدیریت باند مافیایی شرفی


وب سایت انجمن صنفی رزونامه نگاران ایران
گزارش تریبونآزاد انجمن درباره مشکلات صنفی ومعیشتی روزنامه نگاران
قانون کار فعلی را دست کم نگیرید
نشست انجمن صنفی روزنامه نگاران و برخی خبرنگاران شاکی از دست کارفرمایانشان روز ۹ مهر ماه در محل انجمن صنفی با حضور تعدادی از اعضای هیئت مدیره و اعضای کمیته حل اختلاف این نهاد برگزار شد. در این نشست، روزنامه نگاران بیکارشده ای از روزنامه های اعتماد، ایران و سرمایه حضور داشتند که به طرح مشکلات خود پرداختند. در این گزارش اجمالی از گفت و گوی های حاضران را می خوانید.
در این نشست، بدرالسادات مفیدی( دبیر انجمن صنفی روزنامه نگاران)، مسعود هوشمند رضوی( عضو هیئت مدیره)، سید ابوالحسن مختاباد(عضو هیئت مدیره و دبیر کمیته حل اختلاف)،محمد رضا مقیسه(عضو علی البدل هیئت مدیره)،دلبر توکلی( بازرس و دبیرکمیته رفاهی)، هوشنگ صدفی و منوچهر توکلی( عضو کمیته حل اختلاف) از طرف انجمن صنفی حضور داشتند که به شکواییه و سخنان روزنامه نگاران گروه اجتماعی روزنامه سرمایه( غائب،بنی یعقوب،بابایی،امرایی و ) و دو تن از روزنامه ایران(مسعود ابراهیمی و.برادرش) گوش سپردند.
سید ابوالحسن مختاباد: بنای کار ما برای حل اختلاف، ابتدا لابی با کارفرماست و اگر نپذیرفت، کار به دادگاه می کشد. پس از قطعی شدن رأی دادگاه بار دیگر بر اساس رأی صادره دادگاه، باز هم با کارفرما لابی می کنیم. اگر مجدداً نپذیرفت، آنگاه تخلف و عدم تمکین کارفرما نسبت به قانون و حکم دادگاه کار را به صورت رسانهای مطرح می کنیم.[آیین نامه کمیته حل اختلاف]
مسعود ابراهیمی (روزنامه ایران): من تا سال گذشته در گروه حوادث روزنامه ایران کار می کردم. یک بار متوجه شدم مدیر مسئول تقاضای جذب افراد جدید برای این گروه دادند. وقتی پیگیری کردم گفتند شما مغرور شده اید و ما می خواهیم نیروهای جدیدی جایگزین کنیم. من گفتم آدم که بدون غرور نمی تواند زندگی کند و در نتیجه با سایر اعضای گروه تصمیم گرفتیم آن جا را ترک کنیم. تقاضای دو ماه مرخصی کردیم. پس از آن بهانه ها آغاز شد. یک بار گفتند می توانی برای بخش ایران آنلاین کار کنی. طرح بده و بیا کار کن. من گفتم طرح دارم ولی لو نمی دهم. بعد گفتند به گروه ایران زمین بروم که من قبول نکردم و بدون حق و حقوق بیرون آمدم. چندی بعد زمزمه هایی مبنی بر این که من سو استفاده کردم، به گوش رسید. بعد کارمان به دادگاه کشید و قاضی حکم بازگشت به کار داد. سه روز پس از بازگشت به کار، مرا اخراج کردند. حکم اولیه دادگاه این بود که من بایستی به شغل قبلی ام و یا شغلی همتراز با آن برگردم. مدیران روزنامه تهدید به پرونده سازی کردند. مقاومت کردم و گفتم اگر حکم بازگشت به کار دادگاه را نپذیرید، به اداره کار شکایت می کنم.
خلاصه آزارها آغاز شد، حقوقم را نمی دادند، مرخصی استحقاقی نمی دادند. جلوی وام ۵ میلیونی ام را بستند. من هم پس از این ماجرا نشان دادم که مشکلم صرفاً پول نیست چون بعداً هم که پولی به حسابم ریخته بودند، نرفتم بگیرم. الان هم اخطار کتبی دادند که من متمرد هستم. در حال حاضر نه کار به من می دهند، نه حقوق، نه پاداش و نه مرخصی. حکم دادگاه را نیز اجرا نمی کنند. مرا وادار به کاری می کنند که بر خلاف رأی دادگاه است و در شأن من نیست.
مسعودهوشمند رضوی: راه حل قانونی این است که همزمان طرح شکایت کنید که به شما حقوق نمی دهند و مرخصی همین طور. هر ماه حقوق ندادند مجدداً شکایت کنید. هیچ منعی برای این کار ندارید. قاضی بعداً همه این شکایت ها را با هم ادغام می کند.
محمد رضامقیسه: من توصیه می کنم شما هر شغل دیگری را با توافق مدیران روزنامه بپذیرید تا توافقات قبلی ملغی شود. زیرا توافق جدید ملاک دادگاه است. اگر اخطارها زیاد شود، آنها در آینده از این ها بهره برداری خواهند کرد. در ضمن شما نیز متقابلاً اخطار قانونی بدهید.
هوشمند رضوی: مضاف بر این که هر روز بیکاری پس از حکم قانونی دادگاه، برای تان محاسبه می شود و می توانید مبلغ آن را از اداره کار بگیرید. در واقع حقوق شما به مانند چک است که اگر نپردازند و به اداره کار شکایت برید، مجبور میکنند که بپردازند.
مقیسه:از راه های احقاق حق روزنامه نگاران در این زمینهها این است که نماینده کارگر به نزد کارفرما برودو با لابی کردن بتواند قانعش کند که شما را در جای خود به کار گیرد.
منوچهرتوکلی: وقتی شما حکم قطعی دادگاه را دارید، می توانید به کلانتری محل بروید و خواهان پیگیری اش باشید تا از مجاری قانونی بر کارفرما فشار بیاورند. اگر حکم را به دادگستری ببرید، طرف مقابل صد در صد محکوم است.
ابراهیمی(ایران): من هم داستانی شبیه برادرم دارم. یک سال در روزنامه ایران به شیفت بعد از ظهر انتقال یافتم و در آن جا راحت بودم تا اینکه حکم دادگاه مبنی بر بازگشت به کار برادرم صادر شد و از سوی مدیر مسئول به من نامه دادند که در شیفت بعدازظهر نیازی به من ندارند و باید در شیفت صبح کار کنم. نپذیرفتم و گفتم شیفت صبح ربطی به تخصص من ندارد. شکایت کردم. آنها نیز در لایحه دفاعی خود ادعا کردند که توافق فی مابین، شفاهی بوده است در حالی که مکتوب کرده بودیم. در واقع سخن نادرستی گفتند و لجبازی پیشه کردند. الان با این وضعیت چه می توانم بکنم؟ با توجه به اینکه شیفت صبح نمی توانم کار کنم.
منوچهرتوکلی: کارفرما حق ندارد کسی را به طور شفاهی به کار بگمارد. شما به اداره کار بگویید که یکسال با این شرایط حقوق گرفتید. این ثابت می کند شیفت بعداز ظهر شما کاملاً مورد تأیید کارفرماست. اینکه قراردادی با شما امضا نکرده اند خودش تخلف است.
هوشمند رضوی: قرارداد کار چه کتبی و چه شفاهی هیچ لطمه ای به آن وارد نمی کند. اتفاقاً در طرح طبقه بندی مشاغل جای قرارداد شفاهی محکم تر شده است.اما در نظر داشته باشید که چون بیشتر سابقه کاری تان در این روزنامه مربوط به شیفت صبح بوده است، دادگاه نیز آن را ملاک عمل قرار می دهد و حکم بازگشت به شیفت بعداز ظهر نخواهد داد. مگر اینکه با مدیران روزنامه به یک توافقی برسید.
کیوان مهرگان(اعتماد): من ۴ سال در روزنامه ایران سپید کار کردم.سال ۸۵ و با تغییر فضای سیاسی کشور مدیر مسئول به بهانه ناسازگاری عذرم را خواست و به زعم خود نیروی مزاحم را پاکسازی کرد. قرارداد هم داشتم ولی هیچ نسخه ای از آن دستم نیست. همان هنگام عقد قرارداد هر دو نسخه را پیش خود نگه داشتند. شکایت کردم و حکم به بازرسی دادند. حرفشان این بود که من ترک محل کار کردم و چیزی تعلق نمی گیرد. نکته ای هم درباره محل کار کنونی ام بگویم که حقوقم را دیر پرداخت می کنند و همین طور حق بیمه را. در ضمن سهم بیمه مرا از طریق سازمان آگهی های شرق به حساب می ریزند.
مسعود ابراهیمی:خلاصه آزارها آغاز شد، حقوقم را نمی دادند، مرخصی استحقاقی نمی دادند. جلوی وام ۵ میلیونی ام را بستند. من هم پس از این ماجرا نشان دادم که مشکلم صرفاً پول نیست چون بعداً هم که پولی به حسابم ریخته بودند، نرفتم بگیرم. الان هم اخطار کتبی دادند که من متمرد هستم. در حال حاضر نه کار به من می دهند، نه حقوق، نه پاداش و نه مرخصی.
مقیسه: کارفرمایان بر اساس یک بند قانونی مجازند با دو ماه تأخیر حق بیمه را بپردازند و از این بابت شما نمی توانید فشار بیاورید. اما اینکه بیمه شما از جای دیگری واریز می شده است، یک تخلف به حساب می آید. چون روزنامه شرق تعطیل است و بر اساس قانون وقتی کارگاهی دایر نباشد، نمی توان به نام آن حق بیمه کسی ر اپرداخت کرد.
توکلی: ممکن است یک توافقی بین روزنامه اعتماد و سازمان آگهی های شرق باشد که برای مثال خدمات بیمه ای به انجام برسانند. بنابراین نمی توان گفت لزوماً کارشان غیر قانونی است.
امیلی امرایی: من فکر می کنم بحث ما خیلی ریشه دارتر از این حرف هاست.الان روزنامه نگاری نه نام دارد و نه نان. حرمت خبرنگار هم رعایت نمی شود. برخوردها حتی در شأن کارگران معدن هم نیست. در روزنامه اعتماد وقتی می خواستند حقوق مان را با کلی تأخیر بدهند، در آشپزخانه به صف می کردند و نیمی از آن را می دادند و بقیه اش را دو هفته بعد. تصور کنید چقدر توهین آمیز است این گونه رفتار. اگر می بینید در انتخابات انجمن صنفی کسی رغبت نمی کند شرکت کند، به خاطر این است که حضور آن را در لایه های مختلف این شغل احساس نمی کنند. انجمن در این مباحث فعال نیست در نتیجه بچه های انگیزه حضور ندارند.
فریده غائب(روزنامه سرمایه): تا حالا چندین روزنامه کار کردم، حقم را خوردند، حتی روزنامه های اصلاح طلب. تا کنون هم به انجمن مراجعه نکردم و امیدی هم ندارم انجمن بتواند کاری بکند. اما من از مسئله دیگری بیشتر ناراحتم و آن خشونت کلامی حاکم بر محیط کار روزنامه نگاری است. در روزنامه سرمایه با الفاظ رکیکی روبرو می شدم که مصداق بارزی از خشونت روانی هستند. ولی من حاضر نبودم سکوت کنم و مرتب اعتراض میکردم. خیلی متأسفم در رسمی ترین جلسه روزنامه یعنی جلسه شورای تیتر، الفاظ بسیار رکیکی بین آقایان رد و بدل می شود و به طور مستقیم به مضامین جنسی اشاره می کنند. طبیعی است چنین فضایی برای هر شهروندی به ویژه خانم ها توهین آمیز است. وقتی هم یک بار اعتراض کردم از جلسه شورای سردبیری بیرونم کردند. به نظر من مردانی که قدرت را در دست دارند، هر کس را که در چارچوب خود نبینند، به راحتی حذف می کنند.[خشونتهای جنسیکلامی در درمحیط یک روزنامه ]
امیلی امرایی: من نکته ای را اضافه کنم که وقتی یک روزنامه نگار برای دریافت حق التحریرش ناچار می شود شکایت کند، پس از آن هیچ روزنامه ای حاضر به پذیرش او نیست. چون احساس می کنند با آدم دردسر سازی روبرو خواهند شد! اینکه می گویم خبرنگار حرمتی ندارد، فقط بحث ضایع شدن حقوق مادی اش نیست. حتی وقتی حقوق ماهانه اش را می خواهند بپردازند، طوری رفتار می کنند که گویا لطفی در حق روزنامه نگار کرده اند. در حالی که در یافت حقوق یک حق کاملاً طبیعی است و منتی ندارد. من پیشنهاد می کند چند تن از مدیران مسئول را دعوت بکنید و این نکات را با ایشان در میان بگذارید.
ترانه بنی یعقوب(روزنامه سرمایه): من هم چون امیدی به احقاق حقم نداشتم، شکایت نکردم. از آقای خدابخش مدیر مسئول روزنامه هم گله ای ندارم. چون ایشان سرمایه داری هستند که فقط به فکر افزایش سرمایه شان هستند.گله من از سردبیر و شورای سردبیری است. ما در این روزنامه حتی صندلی نداشتیم. در نتیجه من ناچار بودم در آشپزخانه بنشینم و گزارش بنویسم… من استعفا دادم. حتی برای دریافت حقوق ماهانه ما را در آشپزخانه به صف می کردند که به نظرم خیلی توهین آمیز بود. من در واقع به خاطر فرار از توهین ها بیرون آمدم و الان یک آدم بیکار اما بسیار خوشحالم. با این وجود اگر انجمن صنفی کاری از دستش بر می آید، تقاضا دارم حداقل حقوق معوقه ما را احیا کند.
کیوان مهرگان(اعتماد): این واقعیتی است که انجمن صنفی در خصوص احقاق حقوق مادی روزنامه نگاران بسیار ناتوان است. با این وجود اعتقاد دارم در خصوص دفاع از حرمت روزنامه نگار می تواند پیشقدم باشد. انجمن باید به طور جدی با مدیران مطبوعات به گفت و گو بنشیند.
خانم جودکی (روزنامه سرمایه): من پرسش دارم که درجه بندی خبرنگاران بر چه اساسی است؟
هوشنگ صدفی: خیلی متأسفم که حرفه ما خبرنگاری است و از کارهای انجام شده در انجمن صنفی روزنامه نگاران بی خبریم. ارتباط برخی همکاران با این انجمن آن قدر گسسته است که اینک با میزان انتظارات شان هیچ گونه همخوانی ندارد. جهت اطلاع شما عرض می کنم از سال گذشته تا کنون، ده ها روزنامه نگار شکایت کردند و از طریق همین انجمن شکایت شان به نتیجه رسیده است. طبیعی است آن هایی که به انجمن مراجعه نکرده اند، ما کاری برایشان انجام نداده ایم. نکته دیگری هم اضافه کنم که برخی از ما روزنامه نگاران حاضر نیستیم پرنسیب حرفه ای خود را حفظ کنیم.
من در جوانی کارگر ساختمانی بودم. یک روز با بنای مربوطه سر کاری رفتیم که ظواهر امر نشان میداد قبلا کسی دیگر اینجا کار کرده و کار را نیمه کاره رها کرده است. بنا از صاحب کار پرسید چرا این طور است؟ گفت پیش از شما یک بنای دیگر به آن ناخنک زده است. بنای ما هم گفت من به کار دست خورده دیگران دست نمی زنم. حال از شما خبرنگاران می پرسم، آیا تا کنون در چنین موارد مشابهی که یکی از همکاران تان را اخراج کرده اند، واکنش نشان داده اید که برای مثال از پذیرفتن مسئولیت همکار بی کار شده تان خودداری کنید تا لااقل مدیر مسئول آن روزنامه متوجه بشود با چه آدم هایی روبروست؟
ما امروز پیش از آن که نیازمند احقاق حقوق مادی مان باشیم، باید هویت صنفی مان را احیا کنیم. شأن حرفه ای را فعلاً کنار بگذارید و به مسائل مهم تر بیندیشید. مشکل نسل روزنامه نگاران فعلی این است که سمج هستند و در عین حال تنبل اند. شما هیچ گاه اقدام جدی با پشتوانه قانونی انجام نمی دهید. به صرف طرح مسئه در محافل گوناگون دردی دوا نمی شود. با نجوا کردن و وبلاگ نویسی مشکل قانونی تان حل نمی شود.
ما در کمیته حل اختلاف انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران، بر اساس قانون کار پیش می رویم و نتیجه می گیریم. مطمئن باشید اگر بخواهیم، با همین قانون می توانیم کارفرمایی که به قانون تمکین نمیکند را پای میز عدالت بکشانیم. ما در کمیته حل اختلاف پروندهای زیادی را پیگیری کردیم و به نتیجه رساندیم که طرف های مقابل آدم های بانفوذی در سامانه تصمیم گیری کشور بودند ولی با این وجود بر اساس قانون، توقیف اموال برایشان گرفتیم یا اینکه از حساب بانکیاشان با دستور و حکم دادگاه و بردن مامور برداشت کردیم. چون حق روزنامه نگاری را ضایع کرده بودند. توصیه می کنم برای پیگیری شکایت هایتان حتماً مکتوب عمل کنید. ما نمی توانیم به گلایه های شفاهی اعتماد کنیم.
مختاباد: ما همشه توصیه می کنیم دوستان ابتدا به کمیته حل اختلاف بیایند و اگر رایزنی های ما جواب نداد، بعد بروند شکایت بکنند. کمیته حل اختلاف آیین نامه ایدارد که طبقآن آیین نامه رفتار میکند. این را هم در نظر داشته باشید که انجمن صنفی به لحاظ قانونی اختیاری ندارد. ما فقط لابی می کنیم تا شاید بدون دادگاه به نتیجه برسیم. شرایط کشور ما اختیار بیش از این برای انجمن قائل نیست. البته در قانون کار فصلی به پیمانهای دسته جمعی کار اختصاص داده شده است،اما این فصل در حوزه روزنامهنگاری اجرا نشد، چه در دوره اصلاحات و چه اکنون .در حالی که در کشورهای دیگر این گونه نیست،
برای نمونه در دانمارک همین انجمن صنفی روزنامه نگارانشان اختیارات قانونی بالایی دارند و تمامی خبرنگاران رسانههای تصویری و صوتی و مکتوب واینترنتی زیر چتر حمایتی آنها قرار دارند. هیچ خبرنگاری بدون اجازه این انجمن نمی تواند در جایی مشغول به کار شود. هر ماه از حقوق خبرنگاران مبلغی به صورت خودکار کسر و به حساب انجمن صنفی میرود.سه جانبه گرایی در آنجا کاملا پیاده شده و تمامی نهادهای روزنامه نگاری این کشور پیماندسته جمعی کار را امضاءکرده اند که یک طرف این سه جانبه گرایی سندیکا( انجمن) ی روزنامه نگاران دانمارک قرار دارد.
این انجمن از چنان اختیارت قانونی برخوردار است که در صورت نتیجه ندادن مذاکرات و لابیها هر کارفرمایی را به راحتی پای میز محاکمه می کشاند. ولی این جا چنین امکانی وجود ندارد. به همین دلیل ما بر لابی کردن تکیه کردیم و خوشبختانه در خصوص روزنامه های اصلاح طلب و حتی یکی دو روزنامه محافظه کار تا کنون جواب داده است.
امیلی امرایی:وقتی یک روزنامه نگار برای دریافت حق التحریرش ناچار می شود شکایت کند، پس از آن هیچ روزنامه ای حاضر به پذیرش او نیست. چون احساس می کنند با آدم دردسر سازی روبرو خواهند شد! اینکه می گویم خبرنگار حرمتی ندارد، فقط بحث ضایع شدن حقوق مادی اش نیست.
در ضمن به اعتراض های شفاهی نمی توانیم اعتماد کنیم. در این خصوص تجربه تلخی داریم که به اوایل شکل گیری کمیته حل اختلاف بازمیگردد که چند تن از روزنامه نگاران به نمایندگی از یک روزنامه باسابقه صبح به انجمن شکایت کردند و اسامی بیست تا ۲۵ روزنامه نگار دیگر را هم ضمیمه شکایت کردند و گفتند که این افراد هم شاکیاند.کمیته حل اختلاف نامهای محترمانه به مدیر مسئول روزنامه مربوطه نوشت و خواستار حل مشکل آنها شد که چند روز بعد، نامهای تند با امضای ۱۵ روزنامه نگاری که نامشان در فهرست معترضین قرار داشت ،به انجمن رسید که ضمن ابراز رضایت از کارشان انجمن را مورد عتاب و خطاب قرار دادند که به شما چه مربوط. در حالی که اگر امضای تمامی افراد پای نامه بود، حد اقل انجمن مدرکی داشت که بگوید شما خودتان امضاءکرده اید که شاکی روزنامه اید. بنا بر این به دوستان روزنامه نگار توصیه میکنیم اگر خواستار پیگیری کارتان از طریق انجمن هستید، شکایت خودتان را مکتوب کنید.
هوشمند رضوی: من یک نکته ای پیرامون بیمه عرض کنم. وقتی دوستانی برای تمدید دفترچه بیمه مراجعه کردند و کارشان انجام نشد، بدانند که کارفرما سه ماه آخر ر ابرایشان بیمه رد نکرده است. در واقع این خود زنگ هشداری است تا به موقع متوجه شوید و اقدام کنید. علاوه بر این سازمان تأمین اجتماعی به گزارش بازرسانش خیلی بها می دهد. به همین دلیل اگر جایی مشغول به کار هستید و متوجه شدید بازرس نمی آید، حتماً به سازمان اطلاع دهید. یازی هم نیست خود را معرفی کنید. کافی است مشخصات محل کارتان را انتقال دهید تا بازرس بفرستند. در آن صورت دیگر مشکل بیمه نخواهید داشت. کافرفرما چه حق بیمه شما را رد بکند و چه رد نکند، دفترچه تان تمدید خواهد شد. اگر بازرس برای نخستین بار به کارگاهی برود، تا دو سال می تواند، عطف به ما سبق منظور کند.
اما در مورد قرارداد کار، باید توجه داشت که اصولاً این یک پیمان دوجانبه است و به غیر از دادگاه هیچ شخص ثالثی نمی تواند در آن مداخله کند.
اگر مطبوعات ایران پیمان دسته جمعی کار داشتند، انجمن می توانست مداخله کند. ولی در حال حاضر انجمن نمی تواند به مدیران مسئول مطبوعات خط و ربط بدهد. نکته دیگر در خصوص دریافت حقوق از کارفرمایانی که اعلام می کنند، مشکل مالی دارند، این است که بر اساس قانون، اولین امکان مالی پیش آمده برای کارفرما، می باید برای پرداخت حقوق کارگران صرف شود و سایر هزینه های و بدهی ها در اولویت بعدی قرار دارند. اما اینکه دوستان از پرداخت نقدی حقوق شان در آشپزهانه روزنامه گله می کنند، باید عرض کنم یک عرفی در بنگاه های اقتصادی ایران وجود دارد که برای فرار از برخی مالیات ها، حقوق پرسنل را به واریز در حساب بانکی، به صورت نقدی می دهند و بعد جوری سندسازی می کنند تا مالیات کمتری بدهند. بنابراین در این خصوص خیلی نمی توان به مطبوعات فشار آورد.
کیوان مهرگان: آیا انجمن صنفی روزنامه نگاران می تواند برای ما وکیل بگیرد تا در چنین مواردی از مشاوره اش بهره ببریم؟
بدرالسادات مفیدی: همین الان کمیته حل اختلاف این کار را انجام می دهد. ولی من پرسشی دارم که آیا خانم های حاضر در این نشست که از خشونت های کلامی مدیران روزنامه سرمایه گله مندند، آیا می توانند این موضوع را در دادگاه پیگیری کنند؟
مقیسه: در حوزه قانون کار چنین امکانی وجود ندارد. ولی ایشان می توانند موضوع را از طریق دادگاه های عمومی پیگیری کنند.
هوشمند رضوی: در پایان من توصیه موکد می کنم که قانون کار فعلی را دست کم نگیرید. حتماً با شکایت مکتوب پیگیر کار خود باشید. اگر در جایی مشغول به کار هستید و مشکلاتی از این دست دارید، پیش از ترک محل کار اقدام به شکایت کنید. زیرا با دست پرتری می توانید از خود دفاع بکنید. اگر ترک محل کار بکنید و بعد سراغ شکایت بروید، کارفرما ممکن است از برخی بندهای قانونی بر علیه شما استفاده کند. وقتی بدون استعفا جایی را ترک کنید در واقع لطف بزرگی در حق کارفرمایتان روا داشته اید تا وی بتواند در دادگاه کار حرف خود را بر کرسی بنشاند.
مقیسه: من هم در تأیید صحبت های آقای هوشمند رضوی اضافه کنم وقتی از روزنامه ای بیرون می آیید و از طریق قانون پیگیری نمی کنید و به اصطلاح کار را به خدا واگذار می کنید، کارفرما جری می شود و به ظلم خود ادامه می دهد ولی اگر پیگیر حق خود باشید تا او را محکوم کنید، دست کم برای سایر همکارانتان این فایده را دارد که کمتر مورد اجحاف قرار گیرند. حق تان را از طریق قانون بگیرید تا این خود به یک فرهنگ تبدیل شود.
هوشنگ صدفی: من هم در پایان چند توصیه دارم که اگر رعایت کنید، در موارد این چنینی به راحتی می توانید از طریق قانون به حق خود برسید. اول اینکه در هر جا کار می کنید، یک کارت شناسایی از آن جا بگیرید. برای دریافت وام و کارهای مشابه سعی کنید معرفی نامه های صوری از آن محل بگیرید. همچنین در موارد ضروری یک استشهاد محلی با امضای ۳ تا ۵ نفر تهیه کنید.اگر استعفا می دهید، حتماً کتبی باشد. به اخطارها و ابلاغ های کارفرمایتان توجه کنید. همه این ها در آینده به راحتی ثابت می کنند، که شما در آن جا حضور داشته اید و بنابراین کارفرما نمی تواند منکر بخشی و یا تمام سابقه شما در کارگاه خود بشود. در خصوص قرارداد نیز حتماً پافشاری کنید که یک نسخه از آن را نزد خود داشته باشید.
کاوس صادقلو( عضو هیئت مدیره انجمن عکاسان): آگاهیهای ما روزنامه نگاران درباره مسائل صنفی بسیار کم است و بهتر است انجمن صنفی یا کمیته حل اختلاف این انجمن کارگاهی یک روزه برگزار و نتیجه را به صورت جزوهای در اختیار دوستان روزنامه نگار قرار دهد.
به گزارش خبرنگار سایت انجمن صنفی روزنامه نگاران، در پایان دبیر انجمن صنفی روزنامه نگاران به چند روزنامه نگاری که از روزنامه سرمایه استعفا داده بودند، پیشنهاد داد که هیئت مدیره انجمن با مدیران روزنامه گفت وگو کند برای بازگشت به کارشان که همگی آنها تاکید داشتند خواستار گرفتن حقوق معوقه خود هستند.
در حاشیه نشست: پیش بینی میشد این نشست با حضور تعداد بیشتری از روزنامه نگاران برگزار شود ،اما به گفته یکی از اعضای حاضر در نشست، روزنامه نگاران نشان دادند که چندان پی گیر مسائل صنفی خود نیستند و هیچ رغبتی به افزایش آگاهیهای خود درباره این گونه مسائل ندارند.
محمد تاجیک، صادق خاموشی، مهدی تاجیک،از جمله روزنامه نگاران حاضر در نشست بودند که تنها به گفت وگوی میان اعضای کادر مرکزی انجمن و روزنامه نگاران شاکی گوش سپردند.
در میانههای سخنان روزنامه نگاران سرمایه، از برخی اعضای هیئت مدیره انجمن صنفی که در این روزنامه شاغلند گلایه شد که شاهد برخی رفتارهای خلاف مدیران بودهاند ، اما هیچ سخنی در حمایت از روزنامه نگاران و حقوق قانونی آنها نگفتند. یکی از اعضای هیئت مدیره در پاسخ به این اعتراض، گفت راه حل این بود که آنها از حق خود برای اعتراض میگذشتند( اگر دوستی با مدیران سرمایه دارند) و در مقابل شما را راهنمایی میکردند که به انجمن و کمیته حل اختلاف بیایید و در این زمینه شکایت کنید.
دبیر انجمن هم گفت: چون این افراد حضور ندارند که از خود دفاع کنند ، بنابر این باید دلایل آنها را شنید که این سخن با اعتراض محمد رضا مقیسه مواجه شد و وی توضیح داد که هیئت مدیره باید در این زمینهها سرمشق و پیشرو باشد ونه آنکه نظاره گر ماجرا شود و هیچ عکس العملی نشان ندهد.
خبرنگار خانمی هم از خبرگزاری فارس در نشست حضور داشت که گفت: خبرنگار بخش رسانه این خبرگزاری است و برای گزارش این نشست نیامده است و علاقهمند است در این نشست باشد و گفت وگو های میان اعضای شاکی با هیئت مدیره و کمیته حل اختلاف انجمن را بشنود که با حضور وی موافقت شد.
فعالان حقوق بشر در ايران
صدور احکام اداري و دستگيري فعالين صنفي و اجتماعي توسط ارگانهاي انتظامي و امنيتي جمهوري اسلامي ايران همچنان به ميزان نگران کننده اي در جريان است ، آخرين نمونه اين برخوردها دستگيري دهها معلم و فعال صنفي در شهر تهران بود که قصد برگزاري مراسم روزجهاني معلم (5 اکتبر) را داشته اند.
همچنين فرزاد کمانگر معلم و فعال حقوق بشر پس از دوسال از زمان بازداشت اکنون در بند امنيتي 209 زندان اوين نگهداري ميشود ، حکم اعدام او به تائيد نهايي ديوان عالي کشور رسيده است . وکيل ، مطلعين و جوامع حقوق بشر يکصدا بر مستند نبودن اتهامات وي ، شکنجه و ناعادلانه بودن حکم اعدام وي تاکيد نموده اند.
با توجه به شرايط حاکم بر معلمان در ايران و با توجه به اينکه با وجود اعتراضات گسترده داخلي و بين المللي به احکام صادره بر عليه معلمان و خصوصا حکم اعدام فرزاد کمانگر ، دستگاه اداري و قضائي جمهوري اسلامي تاکنون حاضر به لغو اين احکام نگرديده و احکام جديدي را نيز صادر نموده است ، لذا اين مجموعه از تمامي فعالان صنفي و فعالان حقوق بشر تقاضا دارد تا با حمايت گسترده و بي دريغ خود در روز جهاني معلم (روز 5 اکتبر برابر با 14 مهرماه) از معلمان و فرهنگيان ايران بالاخص معلم محکوم به اعدام ، فرزاد کمانگر حمايت نموده و در جهت جلب گسترده توجه افکار عمومي در سطح داخلي و بين المللي براي لغو احکام ناعادلانه فوق گام بردارند.
تهران / 11 مهرماه 1387 برابر 2 اکتبر 2008
براساس اخبار رسیده به آژانس خبری موکریان، دو تن از زندانیان سیاسی زندان مهاباد ، به نام های هادی امینی و کمال خاک نژاد ، دست به اعتصاب غذا زده اند.
گفته می شود وضعیت جسمی این دو زندانی که در اعتراض به روند دادرسی و صدور حکم سنگین برای خود و همبستگی با دیگر زندانیان اعتصابی دست به اعتصاب زده اند ، نامناسب است .
لازم به یاد آوری است که کمال خاک نژاد به اتهام همکاری با احزاب اپوزیسیون ، ازسوی دادگاه انقلاب به 3 سال زندان و هادی امینی نیز به همین اتهام به تحمل 5 سال حبس محکوم شده است.
بار دیگر گودرذ شفیعیان فرهنگی محقق و مولف که از اعضای کانون صنفی معلمان است از سوی واحد تخلفات اداری استان فارس احضار گردید . در این احضاریه از آقای شفیعیان خواسته شده تا در روز 14 مهر ماه به واحد تخلفات اداری مراجعه نمایند. این چندمین باری است که شفیعیان به این صورت احضار شده است . بار قبل این فرهنگی محقق و مولف مدتی به اتهام
1- چاپ مقاله!! در مجله چشم انداز ايران ،درتير ومرداد ماه 1386 زيرنام "حركت معلمان وعميق تر شدن مبارزات اجتماعي درايران"
2- اقدام به تحريك معلمان !! به اعتراض وتجمع براي پيگيري خواسته هاي خود، در روز جهاني معلم وهفته معلم وتوزيع اطلاعيه هاي كانون فرهنگيان كشوردرمنطقه.
3- افتخار به چاپ مقاله!! خود درسايت ها و مجلات داخلي و معرفي سايت ها به معلمان و تشويق آنان به بازديداز سايت ها
4- معرفي خود، به عنوان موسس كانون فرهنگيان ممسني !!
5- آوردن موضوع احضارها!! وبازداشتهاي خود درسايت ها ي اينترنتي .
همچنين به اتهام، ساده لوح بودن!! به 2ماه انفصال از خدمت روبرو شده است.
از طرف واحد تخلفات اداری به انفصال از خدمت محکوم گردید !!
کمیته حمایت از اعتصاب غذای زندانیان سیاسی ومدنی :
فعالان کمیته گزارش دادند، نیمه شب گذشته یک شهروند کرد به نام "دیاکو صالحی" که طی سالیان پیش چندین بار به اتهام همکاری با یکی از احزاب اپوزیسیون سیاسی فعال در کردستان دستگیر شده بود در شهر سقز مورد هجوم افراد ناشناس قرار گرفته وبا ضربات چاقو به قتل رسیده است . ساعت 12 شب گذشته جسد وی پیدا شده است .
یکشنبه 7 مهر ماه برابر با 27 سپتامبر 2008
فعالان حقوق بشر در ایران
ادامه بازداشت فرزاد کمانگر در بند 209 قانونی نیست
طی آخرین حکم صادره از دیوان عالی در تاریخ 21 تیر ماه 1387 فرزاد کمانگر به اعدام محکوم شد،حکم صادره با واکنش شدید مجامع جهانی حقوق بشر و اتحادیه معلمان و آموزگاران سراسر دنیا مواجه شده است. اتهام وارده به وی، عضویت دربرخی احزاب کردی می باشد ،که بارها از سوی او رد شده است.
آنچه در زیر می خوانید گفتگوی مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران پیرامون آخرين وضعيت فرزاد کمانگر، دبیر و فعال حقوق بشر با دکتر خلیل بهرامیان، وکیل مدافع وی می باشد که هم اکنون در بند امنیتی 209 زندان اوین به سر می برد.
- دکتر بهرامیان وضعیت پرونده فرزاد کمانگر در چه مرحله ای است؟
تحت پیگرد است و از جهات قانونی اقدامات قانونی را انجام می دهیم و پیگیری می کنیم.
- آیا شما از زمان انتقال فرزاد کمانگر به بند 209 زندان اوین با ایشان ملاقاتی داشتید؟
یک بار ملاقات داشتم، البته دیدار در حضور ماموران اطلاعاتی انجام پذیرفت.
- وضعیت روحی و جسمی ایشان را چگونه ارزیابی کردید؟
اصولا هیچ زندانی در وضعیت روحی و جسمی مناسب قرار نخواهد داشت، زیرا زندانی است، وضعیت مناسب زمانی است که آزاد باشد و بتواند حداقل شرایط و نیازهای زندگی را داشته باشد، وقتی انسانی در حصار و بند قرار می گیرد، وضعیتش مناسب نیست و نمی تواند باشد. اما وضعیت نسبی ایشان مناسب بود. با توجه به شکنجه هایی که آقای کمانگر اذعان می کنند در زندان کرمانشاه شده است ، از لحاظ عصبی دچار مشکلاتی شد. ایشان از جامعه به دور هستند که این عامل مضاعف شده است و به همین دلیل نمی تواند به حالت اولیه و شرایط عادی برگردد ، زمانی وضعیت ایشان مناسب محسوب می شود که این فرد بی گناهیش اعلام و آزاد شوند و به سر کار بروند و زندگی روزانه خود را داشته باشند. وقتی دربند است مطمئنا فشارهای زیادی بر ایشان وارد می شود.
- آیا تداوم بازداشت آقای کمانگر در بند امنیتی 209 اوین مطابق قانون است؟
بحثم من این نیست که آیا بند 209 یک نوع زندان منطبق با قانون است ،گویا ایشان رابه بند 209 منتقل کردند تا وضعیت رفتاری ایشان را بررسی کنند و ببینند آیا در رابطه با عضویت در احزاب کرد اقدامی کرده است یا خیر ؟ اما تمام بحث من در این است که ایشان در هیچ حزبی که مغایر با نظام باشد عضو و حتی سمپات هم نبود، فرزاد یک دبیرآموزش و پرورش و فعال حقوق بشر می باشد و هیچ کاری خلاف قانون انجام نداد .اما این که مطابق با قانون ایشان را در بند 209 نگهداری می کنند؟ من جواب می دهم خیر مطابق با قانون نیست، ایشان باید به بند عمومی فرستاده شود، و مانند هر زندانی دیگر از حداقل امکانات برخوردار باشند، و بتوانند از امکانات آن بند استفاده کنند.
- اخباری در رابطه با اعتصاب غذای آقای کمانگر در بند 209 اوین منتشر شد، این اخبار تا چه حد صحت دارد؟
ایشان از زمانی که به بند 209 منتقل شدند هیچ اعتصاب غذایی انجام نداده اند.
- مردم و فعالان حقوق بشر از چه ابزارهای قانونی برای اعتراض به حکم فرزاد کمانگر برخوردار هستند ؟
این دیگر دست خود فعالان حقوق بشر است و من نمی توانم تجویزی ونظری در این زمینه داشته باشم. فعالان حقوق بشر فعالیتشان مشخص است، تلاشی است برای حفظ حرمت و شخصیت انسانی.
گزارش دریافتی: امروز 5 شهممه (25/9/2008) صدها دستگاه تاکسی در شهر کردنشین بوکان در اعتراض به کمبود سوخت به خصوص گاز و ساعتها انتظار برای گرفتن گاز دهست به اعتصاب زدند و عملن عبور و مرور شهروندان بوکان فلج شد. این اعتصاب چهندین ساعت بهطول انجامید. اعتصاب کنندگان که مقابل ادارهی راهنمایی و رانندگی و فرماندهی نیروی انتظامی بوکان تجمع کرده بودند با حضور نماینده مجلس شورای اسلامی خواستههای خود را مطرح کردند و اعلام کردند که درصورت رفع نشدن کمبود سوخت بهخصوص گاز و مشکلات رانندگان بار دیگر دست به اعتصاب خواهند زد.
روزنامه خراسان: معاون پژوهشي، برنامه ريزي و منابع انساني سازمان آموزش و پرورش كرمان از كمبود ٣ هزار معلم در اين استان خبر داد.«شيخ بهايي» در جمع خبرنگاران اظهار داشت: بر اساس آخرين آمار، مناطق محروم كرمان با كمبود ٣ هزار نيروي آموزشي و اداري مواجه است.وي افزود: براي رفع اين مشكل سعي شده است از نيروهاي سرباز معلم استفاده شود.وي تصريح كرد: با برنامه ريزي انجام شده، هيچ كلاسي بدون معلم و هيچ دانش آموزي دور از تحصيل نخواهد بود.وي از فعاليت ٥٠ هزار فرهنگي در ٣٢ منطقه آموزشي در اين استان خبر داد و افزود: در اين مناطق ٧ هزار مدرسه وجود دارد.وي يكي از اهداف اجراي طرح روستا مركزي و تقويت مدارس شبانه روزي را جبران نيروي انساني در آموزش و پرورش استان اعلام كرد.
فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران
بنابه گزارشات رسیده از کارخانه نیشکر هفت تپه،کارگران در دومین روز اعتصاب خود در محوطه صنعتی شرکت مقابل دفتر مدیریت تجمع نمودند.
کارگران از ساعت 07:30 صبح امروز 4 مهر ماه در مقلبل دفتر مدیریت شرکت تجمع نمودند.تعداد کارگرانی که در جلوی این دفتر متحصن هستند تا ارسال این گزارش بیش 2500 نفر تخمین زده می شود.کارگران در اعتراض به تعویق افتادن بیش از 2 ماه حقوق خود و سایر خواسته ها دست به اعتراض و تحصن زده اند.آنها همچنین نسبت به احضار و بازجوئی 2 فعال کارگری بنامهای فریدون نیکو فرد و بهروز نیکو فرد توسط فردی بنام محمدی از بازجویان وزارت اطلاعات در شوش که مورد اهانت و بد رفتاری و پرونده سازی علیه آنها اعتراض دارند. این 2 فعال کارگری قرار است امروز در شعبه 1 دادگاه شوش توسط فردی بنام جعفری مورد محاکمه قرار گیرند.کارگران اعلام کرده اند تا رسیدن به خواسته هایشان به اعتراضات خود ادامه خواهند داد.
یعقوب شفیعی مدیر عامل شرکت چند ماهی است که در محل کار خود حاضر نمی شود شرکت و در تهران بسر می برد و از طریق تلفن با کارگران ارتباط برقرار می کند . این فرد در ماههای اخیر به صورت تدریجی در حال انهدام این شرکت است وبا فروش و اجاره دادن زمینهای مستعد این شرکت به عوامل خود با نازلترین قیمت و یا فروش خوراک دام طیور به یک فرد واسطه که در عمل صاحب اصلی آن بنابه گفته کارگران خود وی می باشد.از زمان اتصاب این فرد به عنوان مدیر عامل این شرکت که از سود دهی خوبی برخوردار بود آن را در آستانه ورشکستی قرار داده است.معاونین این فرد که به نام ابوالعباسی و افضل زاده می باشند از دادن پاسخ مشخص به کارگران خوداری می کنند.
از طرفی دیگر در پی اعلام تعطیلی کاغذ سازی پارس یکی از شرکتهای تابع طرح نیشکر هفت تپه که از روز اول مهر آغاز گردیده است کارگران این واحد دست به اعتراضات گسترده زده اند و روز گذشته در مقابل فرمانداری شوش دست به تحصن زدند و پس از اینکه به خواسته های آنها پاسخی داده نشد کارگران جاده ارتباطی اهواز –اندیمشک را برای ساعاتی بستند و نسبت به بی عدالتی که در حق صدها کارگر این کارخانه روا داشته شده دست به اعتراضات گسترده زدند. تحصن و اعتراض این کارگران همچنان ادامه دارد.
فعالن حقوق بشر و دمکراسی در ایران ، دستگیری،مورد بازجوئی، اذیت وآزار ،پرونده سازی و مورد محاکمه قرار دادن آنها و همچنین پرداخت نکردن حقوق معوقه و رسیدگی نکردن به سایر خواسته های آنها را محکوم می کند و از سازمان جهانی کار خواستار مداخله برای پایان داد به نقض قوانین کار که این رژیم ملزم به اجرای آن است می باشد و از تمامی سندیکاههای کارگری جهان خواهان حمایت از خاسته های آنهاست.
4 مهر 1387 برابر با 25 سپتامبر 2008
کزارش فوق به سازمان جهانی کار ارسال خواهد شد
آموزش نیوز: پرسنل آموزش و پرورش شهرستان اسدآباد، دوم مهرماه در روز بازگشايي مدارس به علت برخي تغييرات در اداره آموزش و پرورش اين شهرستان، تجمع اعتراضآميزي را در مقابل اين اداره برپا كردند.
علي ملكي، مدير آموزش و پرورش شهرستان اسدآباد در اين تجمع در پاسخ به اعتراض تجمع كنندگان گفت: اين تغييرات با نظر نماينده همدان در مجلس شوراي اسلامي، نماينده ولي فقيه در شهرستان و فرماندار اين استان صورت گرفته است.
وي در خصوص علت جايگزيني ها و عزل و نصب ها حاضر به پاسخگويي نشد و به خبرنگاران نيز گفت: اين يك مسئله داخلي است و نيازي به توضيح درباره آن نمي بينم.
فعالان حقوق بشر در ايران
صبح روز جاري فريدون نيکو فر و بهروز نيکو فر دوتن از فعالان کارگري در هفت تپه به اطلاعات نيروي انتظامي شهرستان شوش احضار شدند. هفته ي گذشته بهروز نيکو فر دو بار به ستاد خبري اطلاعات شوش وابسته به وزارت اطلاعات احضار و پس از چند ساعت باز جويي آزاد شد .
فريدون نيکو فر نيز از جمله افرادي بود که در جريان اعتصابات کارگري در شرکت کشت و صنعت نيشکر هفت تپه بازداشت و با وثيقه از زندان دزفول آزاد شده و منتظر صدور حکم توسط دادگاه انقلاب دزفول مي باشد .
گفته مي شود اين بازداشت ها براي جلوگيري از برگزاري مجمع عمومي سنديکاي شرکت کشت و صنعت نيشکر هفته است که قرار است طي روز هاي آينده برگزار گردد.همچنين کارگران اين شرکت اعلام کردند که باتوجه به فرا رسيدن ماه مهر و بازگشايي مراکز تحصيلي ودر صورت عدم پرداخت حقوق هاي معوقه دست به اعتصاب خواهند زد.
سندیکای کارگران شرکت واحد
اتوبوسرانی تهران و حومه
آغاز فصل علم و دانش بر دانش آموزان و معلمان مبارک باد
مهر را با مهر آغاز کنیم شما که قلبتان آکنده از مهریست برای مادران ، پدران ، معلمان و وطنمان ایران .
مهرماه آغاز نمایش همت والای معلمان و تلاش دانش آموزان در عرصه علم و دانش است .دانش آموزان با امید به فراگیری هر چه بیشتر علوم و معلمان با امید به پرورش نهال علم پا به مدارس می گذارند.
هر چند با شروع مهر هنوز بی مهریها در حق سندیکای کارگران شرکت واحد وجود دارد و ٣٠ نفر از کارگرانی که از حقوق صنفی خود و همکارانشان دفاع کرده اند، بیکار و در وضعیت دشواری روزگار می گذرانند، تلاشگران عرصه حمل و نقل در قیل و قال تهران بزرگ تمام توانشان را به کار خواهند گرفت تا بهار دانش بر کام شما شیرین و گوارا باشد .
سندیکای کارگران شرکت واحد سال تحصیلی پرباری را برای شماآرزومند است وکماکان در راه احیای حقوق حقه کارگران با تلاش هر چه تمام تر پیگیر خواسته های صنفی همکاران زحمت کش خود می باشد .
1387/7/1
خبرنگار خبرگزاری ایسنا در استان کرمان توسط نیروی انتظامی بازداشت شد.
به گزارش کرمان ما سید علی گلسرخی خبرنگار خبرگزاری ایسنا منطقه کویر که در حال پیگیری ترخیص همسرش از بیمارستان آیت الله کاشانی کرمان بود توسط ماموران نیروی انتظامی از بیمارستان اخراج شده و سپس با حکم بازپرس شعبه 7 دادسرای کرمان بازدداشت می شود.
فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران
بنابه گزارشات رسیده از بند 350 زندان اوین، زندانی سیاسی سید ظهور نبوی مقاله نویس مجله توقیف شده سرزمین آریایی که در تاریخ 10 فروردین 1387 دستگیر و به بند 350 زندان اوین منتقل گردید بخاطرنوشتن مقاله هایی در مجله سرزمین آریایی به 4 سال زندان محکوم شده است.
آقای نبوی از ناراحتیهای حاد گوارشی رنج می برد ولی تا به حال از درمان او خوداری کرده اند.تقاضای او برای بازبینی پرونده اش تا به حال به نتیجه نرسیده و هرگونه رسیدگی منوط به تقاضای عفو از دادگاه انقلاب است .در حالی که او یک مقاله نویسی است که در مجله ای با مجوز انتشار رسمی و سراسری سلسله مقالاتی نوشته بوده است. آنها وقتی که در مقابل این سئوال آقای نبوی قرار می گیرند که بابت چه چیزی باید تقاضای عفو کنم؟ پاسخی به ایشان داده نمی شود.
خانواده آقای نبوی با مراجعات مکرار به دادگاه با برخوردهای توهین آمیز و غیر انسانی مواجه هستند.در روزهای اخیر فرزند آقای نبوی به دادگاه انقلاب مراجعه نموده و درخواست پدرش برای به جریان انداختن پرونده و لغو حکم سنگین و غیر انسانی که علیه او بکار رفته است به آنها داد.
فردی بنام احمد زرگر رئیس شعبه 36 دادگاه در جواب به فرزند آقای نبوی با لحنی تهدید آمیز گفت: بابات چرا درخواست عفو نکرده ؟ که با جواب فرزند آقای نبوی بابام بابت چه چیزی تقاضای عفو کند! که با جواب خشم آلود و پرخاشگر این فرد مواجه می شود و می گوید :پس بماند 4 سالش را طی کند.
از طرفی دیگر خانواده آقای نبوی با فشارها و اذیت وآزارها مامورین وزارت اطلاعات مواجه هستند و دائم آنها را به اداره اطلاعات سمنان احضار می کنند مورد بازجوئی ،تهدید و بازداشت قرار می گیرند .از اشتغال و تحصیل آنها ممانعت به عمل می آید.
خانواده آقای نبوی هنگامی که برای ملاقات با عزیزاشان مراجعه می کنند با برخودهای غیر انسانی بازرسی بدنی توهین آمیز و ممانعت از ملاقات با عزیزاشان مواجه هستند.بعنوان مثال عموی 84 ساله آقای نبوی که تنها فرزندش سید عماد نبوی در دهۀ 60 اعدام گردیده با قهولت سن و شرایط جسمی بدی از سمنان برای ملاقت مراجعه کرده بود که زندانبانان در آخرین لحظات از ملاقت او ممانعت به عمل آوردند.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، صدور احکام سنگین علیه این مقاله نویس،ممانعت از درمان ،فشار وارد کردن علیه خانواده اش و ممانعت از ملاقت اعضای خانواده با او را محکوم می کند، و از سازمانهای حقوق بشری خواستار اقدامات عملی برای پایان دادن به اینگونه اعمال غیر انسانی علیه زندانیان سیاسی و خانواده های آنها است.
اول مهر 1387 برابر با 22 سپتامبر 2008
شرایط مقاله نویس فوق را به سازمانهای زیر گزارش شد
1-گزارشگران بدون مرز
2-عفو بین الملل
4- شورای حقوق بشر سازمان ملل
5- کمیسر عالی حقوق بشر
6- دیدبان حقوق بشر
سندیکای کارگران شرکت واحد
اتوبوسرانی تهران و حومه
آغاز فصل علم و دانش بر دانش آموزان و معلمان مبارک باد
مهر را با مهر آغاز کنیم شما که قلبتان آکنده از مهریست برای مادران ، پدران ، معلمان و وطنمان ایران .
مهرماه آغاز نمایش همت والای معلمان و تلاش دانش آموزان در عرصه علم و دانش است .دانش آموزان با امید به فراگیری هر چه بیشتر علوم و معلمان با امید به پرورش نهال علم پا به مدارس می گذارند.
هر چند با شروع مهر هنوز بی مهریها در حق سندیکای کارگران شرکت واحد وجود دارد و ٣٠ نفر از کارگرانی که از حقوق صنفی خود و همکارانشان دفاع کرده اند، بیکار و در وضعیت دشواری روزگار می گذرانند، تلاشگران عرصه حمل و نقل در قیل و قال تهران بزرگ تمام توانشان را به کار خواهند گرفت تا بهار دانش بر کام شما شیرین و گوارا باشد .
سندیکای کارگران شرکت واحد سال تحصیلی پرباری را برای شماآرزومند است وکماکان در راه احیای حقوق حقه کارگران با تلاش هر چه تمام تر پیگیر خواسته های صنفی همکاران زحمت کش خود می باشد .
1387/7/1
روزنامه اعتماد: برخي اقدامات علي احمدي وزير آموزش وپرورش در آستانه سال تحصيلي جديد واکنش اعتراض آميز معلمان را به دنبال داشته است. آن گونه که معلمان ناراضي خبر مي دهند وزير آموزش وپرورش تعداد متوسط دانش آموزان هر کلاس را از 20 به 40 نفر افزايش داده و سيستم امتيازبندي معلمان تغيير يافته است، به عنوان مثال به نيروي پرورشي امتياز بيشتري تعلق گرفته است و اين مسائل باعث شده تا اولاً معلمان زيادي مازاد بر نياز اعلام شوند يا احياناً از مدارس دبيرستان و راهنمايي به ابتدايي منتقل شده اند. البته استدلال وزير آموزش وپرورش براي انجام برخي از اين کارها صرفه جويي و جلوگيري از کسري بودجه شديد وزارت آموزش و پرورش اعلام شده است.
فعالان حقوق بشر در ايران
بيش از 1700 تن از رانندگان و کاميونداران اهواز 15 روز متوالي است که با کاميونهاي خود دست به اعتصاب و اعتراض زده اند. اين افراد با به صف کردن ماشينهاي خود در جاده سه راه خرمشهر به مسير پايانه حمل و نقل اهواز به طول تقريباً 3 کيلومتر خواست هاي خود را به شرح ذيل اعلام نموده اند :
1-رسيدگي به وضعيت اعلام بار با نظارت دولت بر باربري ها
2-راه اندازي مجدد سنديکاي باربري که از 14 ماه پيش به حالت تعليق درآمده است
3-رسيدگي به وضعيت رفاهي و امکاناتي خود
صبح روز شنبه در پانزدهمين روز متوالي بيش از 600 کاميون در اين جاده به نشانه اعتراض توقف کردند.


بنا به گزارش دریافتی، مسئول غرفه محصولات فرهنگي آذربايجان در نمايشگاه توانمندیهای استان آذربایجان شرقی توسط ماموران اداره اطلاعات شهرستان ميانه بازداشت شد.
روز یکشنبه ۲۴ اردیبهشت در جریان برگزاری نمایشگاه توانمندیهای استان آذربایجان شرقی در پارک انقلاب میانه، غرفه ارائه کننده محصولات آذربایجان توسط وزارت اطلاعات بسته شد. در پی پلمپ غرفه و ضبط کیس کامپیوتر و دیگر اموال آن، مهدی واحدی مسئول غرفه جهت رفع توقیف اموال خود به اداره اطلاعات مراجعه نمود كه به بازداشت وي منجر گرديد.
از اتهام وارده بر این فعال فرهنگی و محل نگهداري وی خبري در دست نيست.
یک فعال کرد اهل کامیاران به نام شمس ا... شادی فرزند عبدا... ، پس از گذشت یک ماه از برگزاری جلسه دادگاهی ، همچنان بلاتکلیف و در انتظار رأی دادگاه بسر می برد.
عباس جمالی وکیل نامبرده در گفتگویی با خسرو کردپور مدیر آژانس خبری موکریان ، ضمن تأیید این خبر اظهار داشت : وی که حدود 9 ماه پیش توسط نیروهای امنیتی در کامیاران بازداشت شده بود ، 24 مردادماه سال جاری توسط شعبه 1 دادگاه انقلاب سنندج به اتهام همکاری با یکی از احزاب اپوزیسیون دادگاهی و محاکمه شده است.
جمالی در ادامه افزود: پس از گذشت یک ماه از تاریخ محاکمه ، تاکنون رأیی برای شادی صادر نشده و ایشان همچنان در زندان مرکزی سنندج و در انتظار حکم دادگاه است.
کرمان ما: جانشین مدیرمسوول نشریه محلی «عصرظهور» چاپ كرمان، شامگاه دوشنبه مورد حمله افراد ناشناس قرار گرفت و به شدت مجروح شد.
یوسف علویان جانباز 70 درصد جنگ تحمیلی در حالیكه برای برداشتن وسایل خود به محل كارش رفته بود، با حمله دو نفر مسلح به چاقو و زنجیر مواجه و به شدت مجروح شد.
کانون صنفی معلمان تهران
بالاخره پس از 16 ساعت بازداشت غیر قانونی اعضای کانونهای صنفی معلمان 22نفر ازافراد بازداشت شده آزاد شدند.اسامی افرادآزاد شد به شرح زیر می باشند: اسماعیل عبد ی - مهدی نیک نژاد- محمود دهقان- محمدتقی فلاحی- مسعودزینال زاده-علی صفرمنتجبی-احمدسوری-عباس معارفی- مهدی بهلولی- علی اکبرباغانی- رمضانی- از استان تهران - توفیق مرتضی پورازتبریز- مصطفی سپهرنیا ازکاشان- حمیدحمیدی - دارابی - محمد قهرمانی و بهرام اسلامی از شهرستان ابهر- سماجت از شیراز-اسماعیل ریحانی ورضاحاتمی از کردستان،محمدحسن داودی از میاندوآب. منابع موثق می گویند 18 نفر دیگرازدستگیر شدگان که در پایگاه دیگری به سر می برده اند تا ساعاتی دیگر آزاد خواهند شد. دستگیر شدگان در باره ی شیوه دستگیری خودمی گویند: ساعت9صبح ماازپله های متروی دانشگاه علم وصنعت بالا می رفتیم، که ماموران امنیتی جلوی در خروجی چشم به راه مابودند،مارا دستگیر،وموبایل هایمان را گرفته وخاموش کردند.سپس به پایگاه چهارم نارمک بردند.پس از بازجویی های اولیه و تفتیش وسایل همراه ، بار دیگر مورد بازجویی قرار گرفتیم و اظهارات مارا با مدارک همراه مطابقت دادند.بالاخره درساعت22ماراآزاد کردند. اما از دادن موبایل ها خوداری نمودند،و قرار شد روز شنبه موبایل هارابه یکی از اعضای کانون تهران تحویل دهند.مامورین افراد دستگیر شده را با ماشین به میدان آزادی برای رفتن به منزل اعزام نمودند. از قرار معلوم از میان 40 نفردستگیر شده تنها ۲۲ نفرآزادشده اند و از 18نفر دیگر ازجمله : محمود بهشتی،مجتبی ابطحی،ستارزارعی،نورالله برخوردار، نادر قدیمی ،فروزانفر،گودرز شفیعیان و..... هیچگونه خبری دردست نیست. شاهدان می گویند که پیمان نودینیان در هنگام دستگیری مورد ضرب و شتم ماموران امنیتی قرار گرفته و با زور وارد خودروی نیروهای امنیتی شده است.
کانون صنفی معلمان ایران: پیمان نودینیان در هنگام دستگیری مورد ضرب و شتم ماموران امنیتی قرار گرفته و با زور وارد خودروی نیروهای امنیتی شده است.
پیمان نودینیان فعال مدنی وبنیانگذارانجمن صنفی معلمان استان کردستان است.
تعدادی ازدستگیرشد گان درورودی مترو دانشگاه علم وصنعت بازداشت وتعدادی ازآنها در محل برگزاری جلسه انجمن صنفی معلمان سراسر کشور بازداشت شده اند.
کمیته حمایت از اعتصاب غذای زندانیان سیاسی و مدنی کُرد
امروز یکشنبه 24 شهریور، 9 نفر از زندانیان اعتصاب کننده درزندان اومیه را به بند انفرادی زندان انتقال دادند. مسئولین زندان با خشونت هر چه تمامتر و در حالیکه الفاظ توهین آمیزی بر زبان می آوردند، این زندانیان را به سلولهای انفرادی انتقال دادند .
37 تن از زندانیان سیاسی و مدنی این زندان از چند روز پیش و به صورت رسمی اعتصاب غذای نا محدود خود را به مسولین زندان و نیزافکار عمومی اعلام کرده بودند. نمایندگان زندانیان اعتصاب کننده هنگام مراجعه به رئیس زندان و حراست جهت تحویل نامه و شروط 6 گانه ی خود برای دست کشیدن از اعتصاب غذا،مورد بی اعتنایی مسولین قرار گرفته و مورد تهدیدات شدید الحنی قرار گرفتند و حتی نامه آنها را پاره نمودند.
زندانیان سیاسی و مدنی این زندان بار دیگر دیروز نامه قانونی و شروط خود را در نامه دیگری نوشته و به نزد مسولین زندان رفتند اما امروز بدون دریافت هیچگونه پاسخ مشخصی 9 تن از آنان به سلولهای انفرادی این زندان انتقال داده شدند.
اسامی این زندانیان به فرار ذیل است:
مراد دیار
علی احمد سلیمان
مصطفی علی احمد
بلال چی لی گر
نهاد تونجهر
عمر چاپراز
جمهور ازگوچ
احسان تپوز
یوسف اتساز
فعالان حقوق بشر در ايران
نيروهاي امنيتي جمهوري اسلامي صبح امروز مهندس حسن رحيمي فعال حقوق بشر آذربايجاني را در تهران دستگير کردند. اين در حالي است که عصر روز چهارشنبه نيز ماموران امنيتي با يورش به مراسم افطاري جمعي از فعالين مدني آذربايجان در تهران حدود 20 نفر را دستگير نمودند.
حسن رحيمي يکي از فعالين حقوق بشر آذربايجان مي باشد که در دفاع از زندانيان سياسي آذربايجان فعاليت مي نمايد. رحيمي در دفاع از 6 دانشجوي دانشگاه تبريز که قريب به دو ماه پيش دستگير شده بودند به اطلاع رساني مي پرداخت.
از محل نگهداري وي تاکنون هيچ اطلاع دقيقي در دست نيست.
کمیته گزارشگران حقوق بشر
نیروهای امنیتی با ورود به مراسم افطاری در خانه یکی از فعالان آذربایجان، بیش از 18 تن از حاضران در مراسم افطاری را دستگیر نمودند.
شامگاه روز چهارشنبه20/6/87 نیروهای امنیتی با ورود به منزل صیاد محمدیان در محله نواب تهران دست کم 18 نفر از فعالین مدنی آذربایجان را که در این مراسم افطاری حضور داشتند، بازداشت نمودند.
به گفته یکی از شاهدان، ماموران امنیتی حداقل 18 فعال شناخته شده آذربایجانی به نامهای مهندس علیرضا صرافی(مدیر مسئول ماهنامه توقیف شده دیلماج)،سعید موغانلی(روزنامه نگار)،حسین حیدری(مدیر مسئول نشریه دانشجویی اولوس)،رقیه علیزاده(همسر عباس لسانی زندانی سیاسی)به همراه سه فرزندش،عباس نعیمی،اکرم نجاری(دبیر سابق ان جی او خانه فرزندان آذربایجان)مهدی نعیمی(شاعر ومدرس زبان ترکی در دانشگاهها)،اکبر آزاد (نویسنده مجله وارلیق)،مهندس حسن راشدی(نویسنده مجله وارلیق) ،مهندس محمد عباسپور،شهباز ابراهیم نژاد، یوسف هشیار، فرهاد رضایی،رباب عظیمی و صیاد محمدیان را بازداشت نموده اند.
گفتنی است مأموران پس از چند ساعت اقدام به آزادی رقیه علیزاده به همراه سه فرزندش نمودند. اما تاکنون از مکان نگهداری سایر بازداشت شدگان و اتهامات آنان هیچ گونه اطلاعی در دست نیست . منابع آگاه احتمال می دهند که بازداشت شدگان به بند 209 زندان اوین منتقل شده باشند.
خبرگزاری ديدهبان حقوق بشر كردستان:
صبح امروز بيستم شهريور ماه جلسه رسیدگی یه اتهامات اجلال قوامی، روزنامهنگار سنندجی در شعبه 103 دادگاه عمومی اين شهر برگزار شد.
در این جلسه اجلال قوامی از سوی قاضی جمال آبادی مورد تفهيم اتهام قرار گرفت. تحریک مردم به تخریب اماكن دولتی در جريان تجمعات تابستان 84 در سنندج اتهامی بود که قوامی آن را نپذیرفت و حضور خود در اين تجمع و تحصن را صرفاً در راستای حرفهی روزنامهنگاری خود دانست و داشتن هر گونه نقشی در تحریک مردم جهت تخریب اموال عمومی را رد کرد.
دکتر نعمت احمدی وکیل مدافع این روزنامهنگار نيز با بیان اینکه موکلش در همین پرونده به اتهام توهین به رهبری و ارتباط با احزاب مخالف دوران محکومیت خود را گذرانده است، تفکیک چنین اتهامی را از آن پرونده به لحاظ حقوقی محل اشکال دانست. احمدی حضور قوامی در تجمع مذكور را صرفاً در چارچوب وظایف یک روزنامهنگار دانست و در پايان از دادگاه درخواست صدور حکم برائت برای موكلش را نمود.
گفتنیست قبلاً در بخشی از این پرونده اجلال قوامی به 3 سال حبس محکوم شده بود که با گذراندن یک سال از اين مدت در فروردين ماه امسال آزاد گرديد.
چهارشنبه 20 شهريور 1387
گزارش دریافتی: ادارات کل پست کشور به خاطر کم کردن هزینه بیشتر نیروهای خود را به بهانه این که ما باید به حرف رهبر خامنه ای اصل 44 را اجرا کنیم و ادارات باید به سود دهی برسند 70درصد نیروهای خود بر کنار می کنند بعنوان مثال در استان لرستان 162 نفر را تعدیل کردند ودر گیلان 150نفر در خراسان و کلیه استان ها همچنین در سایر ادارات نیز تعدیل نیرو می باشد مثلا در جهاد کشاورزی 60 درصد تعدیل صورت می گیردکه اینها همه حاصل تحریم می باشد با توجه به این موضوع بخشهای خصوصی نیز اعلام ورشکستگی کرده اند و نیروی خود را تعدیل نمودند
جمعی از معلمان حق التدریس در دومین روز پیاپی مقابل مجلس شورای اسلامی تجمع کردند. آنها خواستار استخدام خود در آموزش و پرورش هستند.
دیروز نیز جمع دیگری از معلمان حق التدریس برای حل مشکل استخدام خود مقابل مجلس تجمع کرده بودند.
روزنامه کارگزاران: پس از انتقال منصور اسانلو (رئیس هیات مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد) از زندان اوین به زندان رجاییشهر، هنوز اجازه مرخصیهای کوتاهمدت برای معاینات پزشکی پس از عمل از جانب دادسرای امنیت صادر نشده است.
این در حالی است که منصور اسانلو همچنان از بیماری قلب رنج میبرد و دوران نقاهت پس از عمل جراحی چشم را سپری میکند.
لازم به یادآوری است که این فعال کارگری در تابستان سال گذشته دستگیر و روانه زندان اوین شد و طی دوران محکومیت، عمل جراحی روی چشم او صورت گرفت که با تایید پزشکان زندان او برای معاینات پس از عمل باید در دورههای زمانی مشخصی به بیمارستان مراجعه کند.
خبرگزاری حکومتی فارس: جمعي از معلمان حقالتدريسي كه خواستار استخدام در وزارت آموزش و پرورش هستند، از صبح امروز مقابل مجلس تجمع كردند.
معلمان حقالتدريسي كه از استانهاي فارس، قزوين، بوشهر، بندرعباس، تهران، لرستان و اصفهان هستند، تعدادشان به حدود 40 نفر ميرسد كه نسبت به وضعيت استخدامي خود معترض بوده و خواستار استخدام در وزارت آموزش و پرورش هستند.
معلمان حقالتدريسي تجمعكننده مقابل مجلس ميگويند كه داراي حداقل 3 تا 10 سال سابقه كار در آموزش و پرورش دارند و بايد در آموزش و پرورش استخدام شوند.
همچنين خواستار پرداخت حق بيمه و سنوات خود از سوي وزارت آموزش و پرورش هستند.