![]()
امروز پس از گذشت چند سال از بر خواستن پرچم هاي سرخ از زمين دانشگاه شاهد يك فضاي قطب بندي شده در دانشگاه هستيم در سمتي انقلابيون و در سمت ديگر آخرين سنگر رژيم يعني تحكيم وحدت قرار دارد زماني اين تقسيم بندي بين تحكيم و بسيج بود اما بعد از وقايع 18 تير بسيج ديگر تقريباً پايگاه سياسي و اجتماعي خود را از دست داده و تبديل به يك گروهك تروريستي منفعل و منفور در دانشگاه شده ، پس نا خواسته تحكيم با رنگ و بوي ليبرال مآبانه و هواخواه جناح چپ رژيم ( دو خرداد ) به فعاليت ادامه مي دهد ، اما بعد از رو شدن دست اين جناح باز هم در وقايع 18 تير و در دولت خاتمي نوبت به دانشجويان انقلابي رسيد و يك فضاي تقريباً دو قطبي بين چپ و راست را ايجاد كردند اما نقطه ضعف اين جناح چپ و انقلابي نداشتن يك تشكل توده اي مستقل است كه با داشتن يك پايگاه اجتماعي بزرگ حتي در خارج دانشگاه و بين طبقه كارگر مي تواند يك تشكل قوي در سطح جامعه را ايجاد و رهبري نمايد و ديگر در مواردي مانند مراسم 16 آذر نيازي نباشد تا به فراخوان تحكيم وحدتي ها با پرچم سرخ بيايند اما در نهايت تريبون دست راستي ها باشد ، اين تشكل به هر نامي مي تواند شكل بگيرد و وظايف دقيق آنرا هم دانشجويان تعيين كنند ولي مهمترين مسئله اين است كه اين تشكل قطف مخالفي باشد در مقابل تشكل هاي ساختگي رژيم چيزي مانند سنديكا يا شوراهاي كارگري در مقابل خانه كارگر رژيم در كارخانه ها شايد گفته شود اين دو به هم ربطي ندارند ولي اگر چپ مي خواهد اجتماعي باشد بايد ربط پيدا كند و در ضمن وضعيت چپ در دانشگاه بهتر از كارخانه ها است اين فضاي دانشگاه است كه قطبي شده نه جامعه و اين باز هم وظيفه اي است كه مي تواند بر دوش تشكل هاي مستقل دانشجويي باشد ، پس پيش به سوي ايجاد تشكل هاي مستقل دانشجويي .







